[[{"content_id":437868,"content_number":0,"portal_id":57,"lang_id":"fa","content_title":"حضور ریاست محترم مرکز خانم دکتر علوی در مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"حضور ریاست محترم مرکز خانم دکتر علوی در مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","content_summary_fill":1,"content_body":"حضور ریاست محترم مرکز خانم دکتر علوی در مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس\r\n\r\nریاست محترم مرکز خانم دکتر علوی در مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس حضور یافته و دو قطعه از اشعار خود را برای حضار قرائت نمودند.\r\n\r\nشهر حادثه های نا تمام\r\n\r\nای خرمشهر!\r\n\r\nای شهر حادثه های ناتمامٰ\r\n\r\nشهر تکرار حماسه ی کربلا\r\n\r\nشهر خانه های خمباره\r\n\r\nکه خدا هم در کوچه های آن اشک ریخت.\r\n\r\nشهر روزهای دشوار\r\n\r\nای شهربر از فراز و نشیب\r\n\r\nای شهر هزار بار ویرانه\r\n\r\nشهر خورشید شهر آتش و خون و حماسه ٰ\r\n\r\nفراموش نخواهد شد\r\n\r\nصمیمیت سیال تو.\r\n\r\nخرمشهر ای شهر خونین؛ ای شهر نخل های تا ابد جاوید!\r\n\r\nدر فتح تو و تولد دوباره ات\r\n\r\n&nbsp;شادی هوای شرجی و اشک شوق رودهای ت\r\n\r\nو نگاه منتظر س&zwj;بیده ی چشمان شهرت\r\n\r\nترسیم فردای ایران بود.\r\n\r\nای اروند رود زنده ی جاوید ای گلگونه ی خاک ستبر\r\n\r\nای سینه ی بر آذرت؛ از غم لبریز\r\n\r\nای زلال آبی کارون ت\r\n\r\nبا زلال آبی آسمان خدا در تلاقی!\r\n\r\nو در تلاقی؛ روح خدا ؛ حاضر.\r\n\r\nعشق جوشید و تو\r\n\r\nراکدوخموش وخسته نشدی.\r\n\r\nنخلهایت اگرچه سربریده شد؛ اما\r\n\r\nریشه های ت به غم بسته نشد.\r\n\r\nبگو کارون؛ بکو اروند\r\n\r\nبگو از غیرت و بغض دلیرانت.\r\n\r\nاروند عمیق!\r\n\r\nبگو از\r\n\r\nجوشش اسطوره ای ت.\r\n\r\nخرمشهرٰ شهر عشق\r\n\r\nکه درود عاشقان هزاران بار بر تو باد....\r\n\r\n&nbsp;نخل های سر بریده ات؛ خون می خورند\r\n\r\nو کج های ایمان می تراوند و\r\n\r\nبرای مرغان عشق؛ آشیان سبز می شوند.\r\n\r\nای بندر سبز!\r\n\r\nدر باره ی تو نقشه های جغرافیا و تاریخ\r\n\r\nبرایم قابل اعتماد نیست.\r\n\r\nتو از من آنقدرها دور نیستی\r\n\r\nو روزهای بیقراری ات\r\n\r\nوقتی هر لحظه سر از شعرهای من در می آوری.\r\n\r\nبعد از محمد و اسحاق دارا\r\n\r\nبعد از یاد مرد بلمرون و یاد جزیره مجنون\r\n\r\nکمی از مام و دختران ایران بگو.\r\n\r\nشهنازهایی با عطر یاس فاطمی\r\n\r\nعطرهایی که نه در یک گل فروشی\r\n\r\nدر هوای شهرت بیچید.\r\n\r\nکه نه! در هوای تاریخ .\r\n\r\nبانویی که شهادت را آبستن بود.چون مریم؛ عیسی را.\r\n\r\nخرمشهر !\r\n\r\n&nbsp;تجلی یکدلی قوای حراست ؛\r\n\r\nمظهر قدرتی فرا زمینی\r\n\r\nنیست در دیباچه ی یاد تو جز تصویر فتح .\r\n\r\nخطر،رمل،توفان شن،ماسه ها؛زمین،مین،کمین،رد قناسه ها\r\n\r\nهیچکدام مانع نشد.\r\n\r\nازخاک تو تا خدا راهی نبود جز رهیدن از خود.\r\n\r\nچه زیبا گفت بزرگ مرد تاریخ؛ خرمشهر را خدا آزاد کرد....\r\n\r\nحفره های درونم در شملچه باقی مانده است....&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; \r\n\r\nیادم نیست ساعت سوار بر چه اسب راهواری بود\r\n\r\nفقط یادم هست در بیابان بی بایان\r\n\r\nروح بیقرارزمان در نوسان بود.\r\n\r\nآمدنها و رفتن هایش با هر دقیقه ای در تکابو می افتاد\r\n\r\nمی گفتند محل شهید شدن تعدادی از سربازان رشید بوده است.\r\n\r\nطلاییه .\r\n\r\nمسجدی که یاد ابوالفضل را در رگهایم جاری می ساخت\r\n\r\nحالی عجیب ؛ احوالی دگرگون\r\n\r\nچه اتفاقی در من به وقوع می بیوست؟\r\n\r\nچشمانم دیدن را در نوسان بیکره اش؛ گم کرده بود\r\n\r\nدست و بایم را نیز؛\r\n\r\nتمام سنگینی زمین و قدرت جاذبه اش برعکس شده بود و بر\r\n\r\nتمامی وجودم سنگینی می نمود.\r\n\r\nدانه های شن قد علم می کرد.\r\n\r\nبرای او چه فرقی می کرد من از کجا بر این اسرارزمین گام نهاده ام.\r\n\r\nمی خواستم آرامشی یابم ازین همه دلشوره\r\n\r\nتصویر خوابم را روی شن ها کشیدم.\r\n\r\nچون خواب آرامش به خون خفته ها\r\n\r\nبادی گرم بر صورتم دوید\r\n\r\nدیگر خود را احساس نمی کردم\r\n\r\nیعنی اینبار در هیاهویی دیگر غرق شدم\r\n\r\nغرق در خود. اصلا خودم را گم کرده بودم.\r\n\r\nخم شدم روی خودم.\r\n\r\nحفره ای در من هویدا بود.\r\n\r\nآه اینهمه عمیق!\r\n\r\nکنار این ترس آفتاب سوخته؛ ساعت بیقزار هم دهن کجی می کرد\r\n\r\nسایه ی قد خمیده ام برابر ساعت دراز لحظه هایم ؛حقیر بود\r\n\r\nخیلی حقیر\r\n\r\nومن برای رهایی ازین حقارت\r\n\r\nدر کنار تصویر زنده ام خوابیدم و زمانی را چشم برهم نهادم.\r\n\r\nتصویر زنده ام هم به خواب رفت\r\n\r\nتصویری که رگ هایش به سوی ابدیت در جریان بود.\r\n\r\nابدیتی خلق شده در درونم.\r\n\r\nدرونم؛ کارون و اروند دست در دست هم نهاده بودند\r\n\r\nو در شرشر صدای شان؛ نوای یا حسین می آمد\r\n\r\nنخل های سربریده نمرده بودندو عشق ورزی می کردند.\r\n\r\nکبوتران لانه ی سبز ساخته و در آسمان باز برواز را یادم می دادند.\r\n\r\nزمان دیگر حرکت نداشت و دیگر روح من بیقراری نمی کرد.\r\n\r\nوقتی فهمیدم بیدارمٰ؛\r\n\r\nکه صدای همرهان را شنیدم: هان کجایی\r\n\r\nصدای همرهان ریسمانی بود که از حفره ایجاد شده ی درونم\r\n\r\nبه بیرون کشانده شدم\r\n\r\nاما همچنان &quot;من&quot; من در روی شن ها به خواب رفته بود\r\n\r\nفریاد برآوردم که بیا\r\n\r\nاما صدایم در صدای باد گم شد\r\n\r\nسایه ی دراز ساعت هم آنقدر بلند بود که دیگر هنگام بازگشت\r\n\r\n&nbsp;سایه ی خود را هم ندیدم.\r\n\r\nاما همچنان که دور می شدم؛کسی را دیدم که به دنبال\r\n\r\nمن به خواب رفته؛ می دوید.\r\n\r\nنگاه انسانیت م هنوز به دنبال حفره های انسانی ام می دوید...\r\n\r\nمن؛ خود را در خرمشهر در شلمچه؛\r\n\r\nجائیکه بیشترازمکانهای دیگربوی مادرسادات را میداد جا گذاشته ام","content_html":"<p><em><strong><u><span style=\"color:#A52A2A;\"><span style=\"font-size:18px;\"><span style=\"background-color:#FAEBD7;\">حضور ریاست محترم مرکز خانم دکتر علوی در مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس<\/span><\/span><\/span><\/u><\/strong><\/em><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:24px;\">ریاست محترم مرکز خانم دکتر علوی در مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس حضور یافته و دو قطعه از اشعار خود را برای حضار قرائت نمودند.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong>شهر حادثه های نا تمام<\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای خرمشهر!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای شهر حادثه های ناتمامٰ<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">شهر تکرار حماسه ی کربلا<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">شهر خانه های خمباره<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">که خدا هم در کوچه های آن اشک ریخت.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">شهر روزهای دشوار<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای شهربر از فراز و نشیب<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای شهر هزار بار ویرانه<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">شهر خورشید شهر آتش و خون و حماسه ٰ<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">فراموش نخواهد شد<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">صمیمیت سیال تو.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">خرمشهر ای شهر خونین؛ ای شهر نخل های تا ابد جاوید!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">در فتح تو و تولد دوباره ات<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\"> شادی هوای شرجی و اشک شوق رودهای ت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">و نگاه منتظر س‍بیده ی چشمان شهرت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ترسیم فردای ایران بود.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای اروند رود زنده ی جاوید ای گلگونه ی خاک ستبر<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای سینه ی بر آذرت؛ از غم لبریز<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای زلال آبی کارون ت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">با زلال آبی آسمان خدا در تلاقی!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">و در تلاقی؛ روح خدا ؛ حاضر.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">عشق جوشید و تو<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">راکدوخموش وخسته نشدی.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">نخلهایت اگرچه سربریده شد؛ اما<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ریشه های ت به غم بسته نشد.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">بگو کارون؛ بکو اروند<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">بگو از غیرت و بغض دلیرانت.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">اروند عمیق!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">بگو از<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">جوشش اسطوره ای ت.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">خرمشهرٰ شهر عشق<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">که درود عاشقان هزاران بار بر تو باد....<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\"> نخل های سر بریده ات؛ خون می خورند<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">و کج های ایمان می تراوند و<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">برای مرغان عشق؛ آشیان سبز می شوند.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ای بندر سبز!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">در باره ی تو نقشه های جغرافیا و تاریخ<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">برایم قابل اعتماد نیست.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">تو از من آنقدرها دور نیستی<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">و روزهای بیقراری ات<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">وقتی هر لحظه سر از شعرهای من در می آوری.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">بعد از محمد و اسحاق دارا<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">بعد از یاد مرد بلمرون و یاد جزیره مجنون<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">کمی از مام و دختران ایران بگو.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">شهنازهایی با عطر یاس فاطمی<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">عطرهایی که نه در یک گل فروشی<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">در هوای شهرت بیچید.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">که نه! در هوای تاریخ .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">بانویی که شهادت را آبستن بود.چون مریم؛ عیسی را.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">خرمشهر !<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\"> تجلی یکدلی قوای حراست ؛<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">مظهر قدرتی فرا زمینی<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">نیست در دیباچه ی یاد تو جز تصویر فتح .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">خطر،رمل،توفان شن،ماسه ها؛زمین،مین،کمین،رد قناسه ها<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">هیچکدام مانع نشد.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">ازخاک تو تا خدا راهی نبود جز رهیدن از خود.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#006400;\">چه زیبا گفت بزرگ مرد تاریخ؛ خرمشهر را خدا آزاد کرد....<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong><em>حفره های درونم در شملچه باقی مانده است....                                                               <\/em><\/strong><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">یادم نیست ساعت سوار بر چه اسب راهواری بود<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">فقط یادم هست در بیابان بی بایان<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">روح بیقرارزمان در نوسان بود.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">آمدنها و رفتن هایش با هر دقیقه ای در تکابو می افتاد<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">می گفتند محل شهید شدن تعدادی از سربازان رشید بوده است.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">طلاییه .<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">مسجدی که یاد ابوالفضل را در رگهایم جاری می ساخت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">حالی عجیب ؛ احوالی دگرگون<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">چه اتفاقی در من به وقوع می بیوست؟<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">چشمانم دیدن را در نوسان بیکره اش؛ گم کرده بود<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">دست و بایم را نیز؛<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">تمام سنگینی زمین و قدرت جاذبه اش برعکس شده بود و بر<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">تمامی وجودم سنگینی می نمود.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">دانه های شن قد علم می کرد.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">برای او چه فرقی می کرد من از کجا بر این اسرارزمین گام نهاده ام.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">می خواستم آرامشی یابم ازین همه دلشوره<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">تصویر خوابم را روی شن ها کشیدم.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">چون خواب آرامش به خون خفته ها<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">بادی گرم بر صورتم دوید<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">دیگر خود را احساس نمی کردم<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">یعنی اینبار در هیاهویی دیگر غرق شدم<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">غرق در خود. اصلا خودم را گم کرده بودم.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">خم شدم روی خودم.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">حفره ای در من هویدا بود.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">آه اینهمه عمیق!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">کنار این ترس آفتاب سوخته؛ ساعت بیقزار هم دهن کجی می کرد<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">سایه ی قد خمیده ام برابر ساعت دراز لحظه هایم ؛حقیر بود<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">خیلی حقیر<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">ومن برای رهایی ازین حقارت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">در کنار تصویر زنده ام خوابیدم و زمانی را چشم برهم نهادم.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">تصویر زنده ام هم به خواب رفت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">تصویری که رگ هایش به سوی ابدیت در جریان بود.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">ابدیتی خلق شده در درونم.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">درونم؛ کارون و اروند دست در دست هم نهاده بودند<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">و در شرشر صدای شان؛ نوای یا حسین می آمد<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">نخل های سربریده نمرده بودندو عشق ورزی می کردند.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">کبوتران لانه ی سبز ساخته و در آسمان باز برواز را یادم می دادند.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">زمان دیگر حرکت نداشت و دیگر روح من بیقراری نمی کرد.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">وقتی فهمیدم بیدارمٰ؛<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">که صدای همرهان را شنیدم: هان کجایی<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">صدای همرهان ریسمانی بود که از حفره ایجاد شده ی درونم<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">به بیرون کشانده شدم<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">اما همچنان \"من\" من در روی شن ها به خواب رفته بود<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">فریاد برآوردم که بیا<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">اما صدایم در صدای باد گم شد<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">سایه ی دراز ساعت هم آنقدر بلند بود که دیگر هنگام بازگشت<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\"> سایه ی خود را هم ندیدم.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">اما همچنان که دور می شدم؛کسی را دیدم که به دنبال<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">من به خواب رفته؛ می دوید.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">نگاه انسانیت م هنوز به دنبال حفره های انسانی ام می دوید...<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\">من؛ خود را در خرمشهر در شلمچه؛<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span style=\"color:#800080;\"><span dir=\"rtl\">جائیکه بیشترازمکانهای دیگربوی مادرسادات را میداد جا گذاشته ام<\/span><\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-05-23 16:17:34","content_date_event":"2016-05-23 16:17:34","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-05-23 16:37:35","content_date_register":"2016-05-23 16:21:45","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":3049,"eid":3049,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_150_113.webp","300":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_300_225.webp","400":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_400_300.webp","600":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_600_450.webp","900":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_900_675.webp","1200":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_1200_900.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3326665014,"files":{"original":{"url":".\/file\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014.jpg","width":1200,"height":900,"size":0}}}],"images":[{"id":41228,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_150_113.webp","300":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_300_225.webp","400":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_400_300.webp","600":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_600_450.webp","900":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_900_675.webp","1200":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41228_3326665014_1200_900.webp"},"file_size":170190,"width":1200,"height":900,"show_title":1,"title":"مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","priority":0},{"id":41229,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/57\/attach\/201605\/41229_2468091592.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41229_2468091592_150_113.webp","300":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41229_2468091592_300_225.webp","400":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41229_2468091592_400_300.webp","600":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41229_2468091592_600_450.webp","900":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41229_2468091592_900_675.webp","1200":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41229_2468091592_1200_900.webp"},"file_size":114034,"width":1200,"height":900,"show_title":1,"title":"مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","priority":1},{"id":41230,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/57\/attach\/201605\/41230_2706545584.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41230_2706545584_150_113.webp","300":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41230_2706545584_300_225.webp","400":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41230_2706545584_400_300.webp","600":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41230_2706545584_600_450.webp","900":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41230_2706545584_900_675.webp","1200":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41230_2706545584_1200_900.webp"},"file_size":99626,"width":1200,"height":900,"show_title":1,"title":"مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","priority":2},{"id":41231,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/57\/attach\/201605\/41231_1398713658.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41231_1398713658_150_113.webp","300":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41231_1398713658_300_225.webp","400":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41231_1398713658_400_300.webp","600":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41231_1398713658_600_450.webp","900":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41231_1398713658_900_675.webp","1200":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41231_1398713658_1200_900.webp"},"file_size":171940,"width":1200,"height":900,"show_title":1,"title":"مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","priority":3},{"id":41232,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/57\/attach\/201605\/41232_4141235832.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41232_4141235832_150_113.webp","300":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41232_4141235832_300_225.webp","400":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41232_4141235832_400_300.webp","600":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41232_4141235832_600_450.webp","900":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41232_4141235832_900_675.webp","1200":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41232_4141235832_1200_900.webp"},"file_size":162651,"width":1200,"height":900,"show_title":1,"title":"مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","priority":4},{"id":41233,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/57\/attach\/201605\/41233_1812621778.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41233_1812621778_150_113.webp","300":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41233_1812621778_300_225.webp","400":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41233_1812621778_400_300.webp","600":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41233_1812621778_600_450.webp","900":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41233_1812621778_900_675.webp","1200":".\/cache\/57\/attach\/201605\/41233_1812621778_1200_900.webp"},"file_size":153608,"width":1200,"height":900,"show_title":1,"title":"مراسم بزرگداشت سوم خرداد در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس","priority":5}]}]]